رعایت حقوق

 

رعايت حقوق ديگران
خـداونـد متعال ، خود (حق ) است و آفرينش را نيز بر اساس (حق ) استوار كرده ، دينش نيز دين حقّ است و پيامبرش را هم به حق فرستاده است .
بـر ايـن اسـاس ، انـسان در يك نظام كاملاً به حق آفريده شده و داد و ستدهاى فكرى وعملى او و ارتـبـاطـش بـا خـدا، خـود و سـايـر پـديـده هـا بـايـسـتـى بـر مـحـور حـقّ قـرار گـيـرد، بـه باطل نگرايد، ياوه نگويد، بيهوده كارى نكند و از محور حق منحرف نگردد چرا كه آن سوى حق ، جز گمراهى ، حيرانى ، از دست دادن سرمايه زندگى و نگون بختى نخواهد بود؛
)...
فَماذا بَعْدَ الْحَقِ اِلاّ الضَّلالُ...(
و بعد از حقيقت جز گمراهى چيست ؟
انواع حقوق
مؤ من ، تنها در برابر خدا مسؤ ول است و همه كارهايش با عقربه اخلاص به سوى خدا جهتگيرى مى شود و بس و هرگز نبايد كمترين كارى را براى غير خدا انجام دهد. و در مرحله اجراى فرمان خدا و مرز بندى قانون وجدا سازى راه از بيراهه و پرهيز از ظلم و بيهوده كارى ، رعايت حقوقى كـه خـدا و خـرد تـعـيـيـن مى كنند الزامى است . اين حقوق به سه دسته : حق اللّه ، حقّ النفس و حق النـاس تـقـسـيـم مـى شوند و با توجه به اينكه عنوان درس به قسم سوم اشاره دارد، بحث را پيرامون (حق الناس ) پى مى گيريم :
اهميّت اداى حقوق
هـيـچ خـردمندى در لزوم رعايت حقوق ديگران ، ترديد نمى كند و بى شك ، پرداخت حقوق مردم در همه زمينه ها و به شكل عام و فراگير، از اصول شريعت اسلامى است و در سخنان رهبران اسلام با تعابير نغز و بلندى مورد تاءكيد قرار گرفته است ، از آن جمله :
1
ـ ركـن دين است : پرداخت حقوق مردم ، با تديّن ، رابطه اى مستقيم دارد، مؤ من ، حتماً بايد حقوق مردم را مراعات كند، در غير اين صورت يا ايمانش دروغين است و يا در حدّ پايينى قرار دارد؛ امام صادق (ع ) در اين باره مى فرمايد:
)
اَلُْمـحـَمَّدِيَّةُ السَّمـْحـَةُ اِقامُ الصَّلاةِ وَ اِيتاءُ الزَّكاةِ وَ صِيامُ شَهْرِ رَمَضانَ وَ حَجُّ الْبَيْتِ وَ الطّاعَةُ لِلاِْمامِ وَ اَداءُ حُقُوقِ الْمُؤْمِنِ...(
ديـن مـحـمـّدىِ آسـان ، عـبارت است از: بر پا داشتن نماز، دادن زكات ، روزه ماه رمضان ، حجّ خانه خدا، اطاعت از امام و اداى حقوق مؤ من .
2
ـ فراتر از حقّ اللّه است : عظمت و اهميت مراعات حقوق مردم ، از مرز حق اللّه نيز فراتر رفته و در سخن اميرمؤ منان صلوات اللّه عليه ، مقدّم بر آن شمرده شده است :
)
جـَعـَلَ اللّهُ سـُبـْحانَهُ حُقُوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقُوقِهِ؛ فَمَنْ قامَ بِحُقُوقِ عِبادِاللّهِ كانَ ذلِكَ مُؤَدِّياً اِلَى الْقِيامِ بِحُقُوقِ اللّهِ(
خداوند سبحان ، حقوق بندگانش را مقدمه حقوق خويش ، قرارداده است ؛ هر كس به [رعايت ] حقوق بندگان خدا قيام كند، چنين كارى به رعايت حقوق الهى منجر مى گردد.
3
ـ برترين عبادت است : پيشواى ششم مى فرمايد:
)
ما عُبِدَ اللّهُ بِشَى ءٍ اَفْضَلَ مِنْ اَداءِ حَقِّ الْمُؤْمِنِ(
خداوند، با چيزى برتر از اداى حق مؤ من ، پرستش نشده است .
4
ـ فـلسـفـه حـكـومت اسلامى است : امام على (ع ) پيرامون پذيرش رهبرى و ولايت امّت اسلامى مى فرمايد:
)
اَللّهـُمَّ اِنَّكَ تـَعـْلَمُ اَنـّى لَمْ اَرِدِ الاِْثرَةَ وَ لا عُلَوَّ الْمُلْكِ وَ الرِّياسَةِ وَ اِنَّما اَرَدْتُ الْقِيامَ بِحُدُودِكَ وَالاَْداءَ لِشَرْعِكَ وَ وَضْعَ الاُْمُورِ فى مَواضِعِها وَ تَوْفيرَ الْحُقُوقِ عَلى اَهْلِها...(
خـداونـدا تـو مـى دانـى كـه من ، آهنگ امارت و قرار گرفتن بر مسند پادشاهى و رياست را ندارم بـلكـه آرمانم : اقدام به [اجراى ] حدود تو، اجراى [قوانين ] دين تو، سامان دادن كارها در جاهاى خويش و پرداخت حقوق به حقدار آن است .
5
ـ ثمره اخلاص و توحيد است : همان حضرت مى فرمايد:
)
اِنَّ اللّهَ... شَدَّ بِالاِْخْلاصِ وَ التَّوْحيدِ حُقُوقَ الْمُسْلِمينَ(
خداوند به سبب اخلاص و توحيد، حقوق مسلمانان را محكم كرده است .
6
ـ يـكـى از درجـات تـوبـه است : اميرمؤ منان صلوات اللّه عليه براى توبه واقعى شش درجه ترسيم مى كند كه دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست.
7
ـ سـبـب عـلوّ درجـه در بـهـشت است : مؤ من هر چه حقوق مردم را بهتر ادا كند از رفعت مقام و درجات بالاتر در بهشت برخوردار خواهد شد. رسول اكرم (ص ) مى فرمايد:
)...
فـَاَيُّهـُمْ كـانَ اَشَدَّ لِلشّيعَةِ حُبّاً وَ لِحُقُوقِ اِخْوانِهِمُ الْمُؤْمِنينَ اَشَدَّ قَضاءً كانَتْ دَرَجاتُهُ فِى الْجِنانِ اَعْلى ...(
هـر يـك از مـؤ مـنـان ، كـه بـيـشتر به شيعه عشق بورزد و حقوق برادران مؤ منش را بهتر ادا كند، درجاتش در بهشت ، بالاتر خواهد بود.
كاربرد عملى رعايت حقوق
كـم تـر روزى بـر انـسـان مـى گـذرد كه در آن با حقوق ديگران ، سروكار نداشته باشد. اين ديـگـران ، ممكن است همسر، والدين و فرزندان ، خويشان و همسايگان ، يا همكيشان و همنوعان و يا امام ، رهبر، معلّم و... باشند كه هر گروه به نوعى در تكوين شخصيت انسان ، تعذيه ، تربيت ، تـعـالى روح ، رفـع مـشـكـلات ، سـلامـت و حـفاظت ، رهيافت به زندگى سالم و سعادت او نقش حياتى داشته و دارند و هر يك ، از اين رهگذر، ذى حق بر انسان مى شوند و استحقاق آنان ، او را موظّف مى كند كه زحمات آنان را قدر بداند و در حد توان خويش ، آن را جبران نمايد.
از سوى ديگر، عقل و قانون خدا حكم مى كند كه انسان ، حرمت و حدود تمام كسانى را كه با آنان سـر و كـار دارد، مـراعـات كند و هرگز به حريم ديگران تجاوز ننمايد، اين دستور مهم اسلامى حتى در مسائل به ظاهر ساده اى چون رعايت نوبت ديگران در صف اتوبوس ، نماز جماعت ، هنگام رانـنـدگى ، حفظ حريم خانه و مزرعه و مانند آن ، كاربرد دارد تا چه رسد به حقوق بيشمارى كـه در مـورد جـان ، مـال و نـامـوس مـردم ، اشـغـال پـسـت هـاى حـسـاس اجـتـمـاعـى ، هـزيـنـه بـيـت المال ، موضعگيرى هاى سياسى و غيره پديد مى آيد و حدّ و مرز هر يك در جاى خويش معين گشته و لازم الاجراست .
چگونگى اداى حقوق
بـديـهـى اسـت كـه احـقاق حق ديگران به موارد خاص يا افراد به خصوصى منحصر نمى شود، بلكه به طور عام و فراگير، هر ذى حقّى را شامل مى گردد؛ خُرد باشد يا كلان ، غريبه باشد يـا آشـنـا، مـسـلمـان بـاشـد يا نامسلمان ، زن باشد يا مرد... حتى در فرهنگ اسلام ، حيوانات نيز حـقـوقـى دارنـد كه رعايت آن بر مسلمانان ، لازم است . واضح است كه هر گروهى ، به تناسب ارتباطى كه با انسان دارد، از حقوق شايسته خويش برخوردار مى شود كه ممكن است بـا حـقوق گروه ديگر تفاوت داشته باشد. فرزند و والدين ، هر يك حقوقى بر گردن انسان دارند كه برخى مشترك و برخى كاملاً متفاوت از يكديگر است ، همچنين مؤ منان ، حقوقى بر عهده يـكـديـگـر دارند كه بيگانگان از دين ، از آن محرومند؛ رهبر، حقوقى بر عهده ملّت دارد كه ديگر مـسـؤ ولان از چنان حقوقى بهره مند نيستند و... . نتيجه اين كه تنوع و گوناگونى حقوق ، سبب تـعـدّد راه هاى احقاق و اداى آن مى شود. به طور مثال ) حق خدا آن است كه فرمانش را اطاعت كند و از نافرمانى او (گناه ) بپرهيزد.
رهنمودهاى امام سجّاد(ع )
يـكـى از ارزشـمـنـدترين گنجينه هايى كه پنجاه حق لازم و ضرورى را با نظمى دقيق و بيانى شيوا در خويش جمع كرده ، سخنان گهربار امام گرانقدر، حضرت زين العابدين (ع ) است . كه بـه (رسـالة الحـقـوق) مـعـروف شـده و تـشـنـگـان حـقـيـقـت را از سـرچـشـمـه زلال عـصـمـت ، سـيـراب مـى كـنـد؛ و پـيـروان مـكـتـب وحـى آن را بـا جـان و دل پذيرا مى شوند و در عمل به كار مى بندند.182
نكوهش پايمال كردن حقوق
بـه هـمـان نـسـبـت كـه در اسـلام بر رعايت حقوق ، پافشارى شده ، ناديده انگاشتن حق مردم ، با عناوين تكان دهنده اى ، سخت ، مورد نكوهش قرار گرفته است ، از جمله :
1
ـ گناه كبيره است ؛ امام باقر(ع ) ضمن شماره كردن گناهان كبيره مى فرمايد:
(وَ حَبْسُ الْحُقُوقِ مِنْ غَيْرِ عُسْرٍ)
نپرداختن حقوق مردم با وجود توانايى (گناه كبيره است ).
2
ـ سـبـك شـمـردن ديـن است ؛ رعايت حقوق مردم ، با بسيارى از احكام دينى رابطه مستقيم دارد كه اگـر كـسـى آنـهـا را مـراعـات نـكـنـد در واقـع ، مـسـائل ديـنـى را نـاديده انگاشته است . به همين دليل ، حضرت صادق (ع ) مى فرمايد:
(مَنْ عَظَّمَ دينَ اللّهَ عَظَّمَ حَقَّ اِخْوانِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِدينِهِ اسْتَخَفَّ بِاِخْوانِهِ(
هـر كـس ديـن خـدا را بـزرگ شمارد، حقوق برادرانش را نيز، بزرگ دارد و هر كس دين او را سبك شمارد، [حقوق ] برادرانش را نيز سبك مى شمارد.
3
ـ سبب خوارى است ؛ امام صادق (ع ) فرمود:
)
تَرْكُ الْحُقُوقِ مَذَلَّةٌ)
پايمال كردن حقوق ، سبب خوارى است .
4
ـ بركت روزى را مى برد؛ رسول گرامى اسلام (ص ) فرمود:
)...
مـَنْ حـَبـَسَ عـَنْ اَخـيـهِ الْمـُسـْلِمِ شـَيـْئاً مـِنْ حـَقِّهِ حـَرَّمَ اللّهُ عـَلَيـْهِ بـَرَكـَةَ الرِّزْقِ اِلاّاَنـْ يَتُوبَ(
هـر كـس چـيـزى از حـقوق برادر مسلمانش را از او باز دارد، خداوند بركت روزى را بر او حرام مى كند. مگر اينكه توبه كند.
5
ـ در روز قيامت از آن بازخواست مى شود؛ رسول اكرم (ص ) فرمود:
(اِنَّ اَحـَدَكـُمْ لَيـَدَعُ مـِنْ حـُقـُوقِ اَخـيـهِ شـَيـْئاً فـَيـُطـالِبـُهُ بـِهِ يـَوْمَ الْقـِيـامـَةِ فـَيـُقـْضـى لَهُوَ عَلَيْهِ)
هـمانا يكى از شما اداىِ بخشى از حقوق برادرش را ترك مى كند و او حقش را در روز قيامت از وى طلب مى كند و در آنجا به نفع طلبكار و زيان بدهكار، حكم خواهد شد.
6
ـ سـبـب ورود بـه دوزخ است ؛ ضايع كننده حقوق مردم ، در صورتى كه توبه نكند و بر كار زشـت خـويـش اصـرار ورزد، بـه دست خود سرنوشتش را تباه ساخته و فرجام خويش را در دوزخ قرار داده است ؛ پيشواى ششم در اين باره مى فرمايد:
هـر كـس ، مـؤ مـنـى را از حـقـش بـاز دارد، خـداونـد او را در روز قـيـامـت ، پـانـصـد سـال سـر پـا نگه مى دارد و در اين مدت ، عرق [از بدن ] او جريان دارد، سپس ‍ جارچى از سوى خـداى بـزرگ اعـلام مـى كـنـد (ايـن سـتـمـگـرى اسـت كـه حـق خـدا را ادا نكرده است ) آن گاه مدت چهل سال ديگر توبيخ مى شود و در نهايت به دوزخ مى رود!


نویسنده: سایت واقعه | دانلود